داوود صمدى آملى
7
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
يا از آنها بيزار است . چيزهايى وجود دارد كه ما براى رسيدن به اهدافى چون قرار گرفتن در جايى يا منتقل شدن از مكانى يا رسيدن به مكانى يا دستيابى به لذّتى يا دور شدن از دردى يا رهايى يافتن از امر ناملايمى و يا مقاصد ديگرى خواهان آنها هستيم . 4 ) و تمامى اين امورى كه ما آنها را ادراك مىكنيم - و شايد با اين امور حقايق ديگرى هم باشد كه ما آنها را ادراك نمىكنيم - پوچ و باطل نيستند چرا كه اين امور بهراستى وجود و واقعا ثبوت دارند . پس چيزى چيز ديگر را قصد نمىكند مگر به جهت اينكه شى دوم يك حقيقت خارجى و يك وجود واقعى باشد و يا اينكه به يك موجود واقعى منتهى شود كه اين موجود واقعى هرگز امرى وهمانى و سرابى نيست ، بنابراين ما هرگز نمىتوانيم در اصل هستى و واقعيت شك كنيم و واقعيت را بهطور كلى انكار نماييم ، مگر اينكه در مقام جدال با حق قرار گرفته و آن را انكار كنيم و يا در آن اظهار شك نماييم . در هر صورت اگر انكار و شكى هم واقع شود فقط در مقام لفظ انجام گرفته است [ نه بيشتر ] . 5 ) پس هميشه هريك از ما انسانها و همچنين هر موجودى كه با علم و شعور زندگى مىكند ، خود را يك موجود واقعى كه داراى آثار واقعى است مىبيند ، و با هيچچيز ديگرى غير از خود تماس پيدا نمىكند مگر اينكه براى آن چيز بهرهاى از واقعيت باشد . نكات ادبى 1 - كلمهء « غذا » عربى است و به كسر غين مىباشد مانند ندا . 2 - « جميع هذه الامور » مبتدا و « ليست بسدى » خبر آن است .